تکنیکهای چانه زنی :‌ چگونه از فروشنده تخفیف بیشتری بگیریم

تکنیکهای چانه زنی چانه زنی یک نوع بازی است و دارای قواعد چانه زنی خاص خودش

تکنیکهای چانه زنی – باید به چانه زنی به عنوان یک نوع بازی نگاه کرد. یک بازی که هر دو طرف حالشان خوب است.

ولی مسئله این است که یکی از طرفین می خواهد لذت بیشتری از بازی ببرد.شخصی که با تکنیکهای چانه زنی آشناتر است

فروشنده می خواهد با بالاترین نرخ ممکن جنس را بفروشد و خریدار هم می خواهد کمترین مقدار ممکن را پرداخت کند.

در مقاله قبلی در ارتباط با اصول چانه زنی و تخفیف گرفتن صحبت کردم و قصد دارم در ادامه به تکنیکهای چانه زنی و قواعد حاکم بر آن بپردازم

برای مطالعه مقاله قبلی اینجا کلیک کنید

۱. آستانه تحمل فروشنده را پیدا کنید.

وقتی که برای خرید اقدام می کنید  همیشه قیمت را خیلی پایین تر از اون چیزی که به شما می گویند پیشنهاد دهید. البته نه آنقدر کم که فروشنده فکر کند مذاکره فایده ای ندارد و از فروش جنس خودداری کند.
بزارید اتفاقی که در این ارتباط برایم افتاد را خدمتتان بازگو کنم.

چانه زنی

گاهی ما هم اشتباه می کنیم

دیروز برای خرید یک ست شلوار کتانی رفته بودم به پاساژ سیتی سنتر.

از دو مدل شلوار خوشم آمد و از فروشنده خواستم که هر دو را برایم کنار بگزارد. (البته برای آنها هیچ اشتیاقی نشان ندادم).
وقتی فروشنده از من پرسید که آیا از شلوار ها خوشم آمده است یا نه٬ برای اینکه شوق و علاقه ای نشان ندهم گفتم که هی بدک نیست. حالا باید بیایم ببینیم که قیمتش چطوره اگه خوب باشه که بخرم.
قیمت یکی از شلوارها ۸۹۰۰۰ تومان و دیگر ۱۵۹۰۰۰ تومان بود.
حداکثر قیمت را برای شلوار اولی اگر ۶۵۰۰۰۰ تومان و برای شلوار دومی ۱۲۰۰۰۰ تومان باشد خوب است. از قضا فروشنده آشنا درآمد و خودش قیمتی را تعیین کرد و من هم از چانه زنی امتناع کردم.
او قیمت ها را بدین شکل برایم حساب کرد شلوار اولی ۶۰۰۰۰تومان و دومی ۹۰۰۰۰ تومان. متعجب ماندم که حداقل قیمت یا همان (آستانه ی تحمل) حتی کمتر از مقداری بود که من مد نظر داشتم.

 

اجازه دهید مروری داشته باشیم به چند تا از تکنیکهای چانه زنی در مذاکره

تاکتیک اول

از قیمت پیشنهادی اول امتناع کنید
به هیچ عنوان قیمت پیشنهادی اول را سریعا قبول نکنید حتی اگر مناسب ترین قیمت باشد.
همیشه چهره ای نامید به خود بگیرید که این قیمت خوشایند من نیست و دوست دارم کمتر از این بپردازم.
در این صورت فروشنده به احتمال زیاد قیمت را می شکند و قیمت پایین تری پیشنهاد می دهد.

تاکتیک دوم

سوال بپرسید.
آیا این پایین ترین قیمتی است که می توانید بدهید؟ و کمی سکوت کنید. فروشنده دقیقا نمی داند که شما از خریدهای قبلی این جنس اطلاع دارید یا خیر.
شاید قیمت کمتری را برای شما در نظر بگیرد و پایین ترین قیمتی را که تا بحال فروخته را به شما پیشنهاد دهد.

ارزون تر از شما جایی گیرم نمی آید؟
تو زمان حراجی چقدر است؟ من که نتونستم تو زمان حراجی با این قیمت ازتون بخرم ولی شما که می تونید به قیمت حراجی به من بدین.

 

تاکتیک سوم

ادعا کنید
مطمئنا می تونم ارزونتر از این رو هم پیدا کنم.

ولی اگر ادعا کردید و آن جنس را نخریدید برگشت دوباره به آن مغازه کمی ریسکی است.
 زیرا شما حرفی برا گفتن ندارید و فروشنده در مذاکره برتری پیدا می کند.
در این نوع مذاکرات همیشه مهربان باشید و با لبخند و شوخی با افراد برخورد کنید. زیرا به احتمال زیاد شخص فروشنده از فروش به شما امتناع کند و بگوید هر جایی که ارزونتره برید همونجا خرید کنید.

تاکتیک چهارم

تو سر مال زدن
وقتی ارزش یک جنس را کم کنید ناخودآگاه فروشنده از فروش جنس به شما نامید می شود و سعی می کند که محصولی که الان کم ارزش شده را ارزانتر به شما بفروشد.
منتها مراقب جملات و الفاظی که استفاده می کنید باشید. گفتن جملاتی از قبیل:

این جنس که بدرد نمی خوره٬ آخه کسی پیدا می شه که بخواد اینو بخره

باعث می شه که به فروشنده بر بخورد و جنس را به شما نفروشد.
کاری باید انجام گیرد این است که نقاط ضعف جنس را زیاد های لایت کنید. به عنوان مثال این لباسشویی که تمام اتومات نیست و یا شیلنگ اضافه همراه ندارد.
در هنگام خرید یا اجاره آپارتمان می توانید بگوید: این خانه که دیوارهایش ترک دارد. فکر کنم خیلی باید خرج تعمیرات اینجا کنم و …

چانه زنی
تاکتیک پنجم

ترفند کالباسی
اگر شما به یکباره از شخصی بخواهید که یک کالباس کامل را به رایگان به شما دهد شاید هیچگاه این کار را نکند.
ولی اگر از همان شخص بخواهید که برش های کالباس را چندین بار به شما بدهد به احتمال قوی قبول خواهد کرد.

 

حالا چطور می توانیم از این ترفند استفاده کنیم؟

اگر جنسی را می خرید که نیاز به حمل و نقل خواص دارد می توانید بگویید که اگر تحویل رایگان دارید من از شما می خرم.
 شاید برای شما حمل و نقل آن محصول هزینه بردار باشد ولی برای شرکتی که خود راننده و ماشین دارد هزینه ی خیلی کمی در بر دارد.
من خانه را با قیمت پیشنهادی با اسباب و اثاثیه می خواهم در غیر اینصورت من نمی توانم با شما معامله کنم.

تاکتیک ششم

گاهی تهدید به ترک مذاکره کنید. ولی مراقب باشید که خود را به دام نیاندازید.

مثلا نگویید اگر ۲۰۰۰۰ تومان حساب می کنی ازت می خرم وگرنه نمی خوام. ولی از آن طرف بازهم با وجود تخفیف کم نیاز دارید که محصول را داشته باشید.
در یکی از خریدهای خودم یادمه که به این شکل تهدید به ترک مذاکره کردم ولی خود را به دام نینداختم.

به آقای فروشنده که خیلی هم دندان گرد بود و تخفیف نمی داد گفتم:
آقا شما با این تخفیف ندادنتون داری به ما می گی نخر٬ نمی خوام جنسم رو بفروشم٬ با این اوصاف یعنی بریم ما دیگه؟
بعدش گفت بیا تخفیف بیشتر می دم و اتفاقا تونستم همون محصول را به قیمت کمتر از بازار بخرم.

مذاکرات هوشمندانه، کلید زندگی شاد و همراه با خوشبختی و موفقیت در کسب و کار است.
توصیه من به شما این است که در مذاکرات خود هدفهای جاه طلبانه و معتبر داشته باشید.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

نویسنده کتاب رگ خواب در مذاکرات٬ مدرس اصول و فنون مذاکره به زبان فارسی و انگلیسی٬ نماینده کالج تربیت مدرس لندن

مطالب مرتبط

13 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *