چگونه حرف خود را به کرسی بنشانیم؟ ۹ راه کار سری برای نفوذ و متقاعد سازی دیگران

بعضی وقت ها ما نیاز داریم که حرف خودمان را به کرسی بنشانیم.

حالا فرقی نمی کند چه پدر یا مادر خانواده باشیم و  بخواهیم قدرت خودمان را به بقیه نشان دهیم چه مدیر یک شرکت بزرگ باشیم و با همکاران و مدیران هم رده و پایین رده مشغول به صحبت باشیم.

البته منظور ما اصلا زورگویی و استفاده از خشم برای به کرسی نشاندن حرفمان نیست.

بلکه می خواهیم حرف ما که درست هم هست گوش داده شود و به آن عمل شود.

در هر حال بعضی اوقات نیاز است که حرف ما برش و قدرت متقاعد کننده ای داشته باشد.

 

۱. اعتماد به نفس داشته باشید

چطور می توانید انسان مقتدری باشید و بقیه به حرف شما گوش دهند ولی اعتماد بنفس نداشته باشید؟

اگر  از آن چیزی که می گویید مطمئن نیستید پس دلیلی هم وجود ندارد که دیگران از حرف شما حساب ببرند و یا اینکه به آن عمل کنند.

برای اینکه اعتماد بنفس خودتان را نشان دهید لازم است صاف بایستید و تماس چشمی برقرار کنید.

البته یادتان نرود که لبخند به لب داشته باشید. به این طریق شما انسانی دوست داشتنی تر هم خواهید شد.

درضمن نسبت به موضوعی که می خواهید گفتگو کنید اطلاعات کافی بدست بیاورید و آمادگی کسب کنید.


مقاله اعتماد به نفس چیست را از اینجا مطالعه کنید.


 

۲. چگونه حرف بزنیم

تا خودتان ندانید که چه چیز و چگونه می خواهید بگویید دیگران هم به شما گوش نخواهند داد.

قبل از ایراد سخنرانی به صورت آنلاین یا در کتابخانه اطلاعاتی کسب کنید و ببینید که چه می خواهید بگویید.

به هیچ وجه نمی توانید که حرف خودتان را به کرسی بنشانید اگر حقه ای در کار باشد و یا مطمئن باشید که حرف تان درست نیست.

 

۳. در خواست کنید.

تا زمانی که هیچ درخواستی نداده اید نمی توانید حرف خود را به کرسی بنشانید.

مشکل اکثر انسان ها این است که خجالتی هستند و هیچگاه درخواستی برای آنچه می خواهند نداردند.

درخواست نکردن بزرگ ترین اشتباه است.
دقیقا عین خواستگاری کردن، نمی شود انتظار داشته باشیم بدون خواستگاری کردن  جواب بله بشنویم.
بعضی وقت ها نیاز است چندین بار درخواست دهیم تا جواب بگیریم.

چند وقت پیش یکی از دوستانم می خواست خانه خود را عوض کند و به جای بزرگتری نقل مکان کند.

با صاحب خانه ی جدید تمامی صحبت هایش را انجام داده بود و به توافق رسیده بودند.
او به من گفت این بهترین خانه ای بود که می توانستم بخرم.

از طرفی روی قول شخصی که به او بدهکاری داشت هم حساب کرده بود.  مبلغ نهایی را می خواست با دریافت پول خود از شخص بدهکار تامین کند.

در لحظه ی آخر دوست بدهکارش به او می گوید که نتوانستم پولت را تهیه کنم.

در کمال ناباوری دوستم تعریف می کرد که به صاحب خانه گفتم من خانه ی شما را نمی خواهم و هیچ توضیحی هم نداده بود که دلیل انصراف اش از خریدن خانه چیست.

بعد از حدود یک سال که از آن ماجرا گذشت یکبار صاحب خانه او را در فروشگاه می بیند و می گوید چه حیف شد که او زمان نتوانستی خانه را بخری و من هم به یک نفر دیگر فروختم.

دوستم به او گفته بود که من فقط ۷۰ میلیون تومان کم داشتم تا بتوانم خانه ات را بخرم و دوستم بدهکارم بدقولی کرده بود و این پول را بدستم نرساند.

آیا می دانید که صاحب خانه به او چه گفته بود؟؟

گفته بود که چرا به من نگفتی که پولت کم است تو حتی اگر نصف پول خانه را نداشتی من حاضر بودم خانه ام را به تو بفروشم و بعدا از تو پول خانه را می گرفتم.

ولی حیف که دوستم درخواست نداده بود تا بتواند در خانه ای که دوست داشت زندگی کند.

 

۴. نیازی به عجله کردن نیست:

یکی از بزرگترین و معمول ترین خطاهای مذاکره عجله کردن است.

«واس» می‌گوید: عجله‌کردن یکی از خطاهای معمول در مذاکره است. او در کتاب هیچ‌وقت حد وسط را نگیر می‌نویسد: اگر بسیار عجول باشید، دیگران متوجه می‌شوند که به آنها گوش نمی‌کنید. با این کار رابطه و اعتمادی که ایجاد کرده‌اید را در معرض خطر قرار می‌دهید.

 

فنون مذاکره

 

۵. با فرد مناسب صحبت کنید.

بعضی وقت ها نیازی نیست که با مدیرعامل صحبت کرد تا حرف خودت را به کرسی بنشانید.

خیلی اوقات مسئول دفتر نقش سرنوشت ساز تری دارد تا خود مدیر عامل.

وقتی بتوانید او را متقاعد و راضی کنید می توانید مدیر عامل را نیز راضی کنید.

در هر مرحله باید بشناسیم که با چه افرادی چه وقت صحبت کنیم تا نتیجه ی بهتری بگیریم.

 

۶. تن صدا

افرادی که صدای عمیق تری دارند معمولا حرف آنها متقاعد کننده تر است تا افرادی که صدای ریز دارند.

معمولا سیاست مدارانی با صدای عمیق و بم بیشتر از دیگر سیاست مداران رای می آورند.

 

۷. مکان مناسبی را در نظر بگیرید

ما برای انجام مذاکره می توانیم از سه مکان انتخاب کنیم.

مکان اول: جایی که متعلق به طرف مذاکره ماست و او انجا راحت است ولی ما با حضور در آنجا م توانیم اطلاعاتی را از آنها کسب کنیم.

مکان دوم: جایی که نه متعلق به ماست و نه متعلق به آن هاست. در این مکان قدرت هر دو طرف یکسان است.

مکان سوم: جایی که متعلق به ماست و ما در آن احساس راحتی می کنیم.

در مکانی که متعلق به ما باشد ما احساس آرامش و همچنین قدرت بیشتری می کنیم. در نتیجه می توانیم راحت تر حرف خودمان را به کرسی بنشانیم.

معمولا اگر صندلی که ما روی آن می نشینیم یا مکانی که روی آن می ایستیم بلندتر از جایی باشد که طرف مقابل ما قرار دارد باز هم قدرت ما در متقاعد سازی و به کرسی نشاندن حرف مان بیشتر خواهد بود

۸. یک رابطه ی و پیمان احساسی بوجود بیاورید

اگر می توانید قبل از اینکه با مخاطب خود حرف بزنید، نسبت به او شناخت پیدا کنید. یک رابطه ی خوب و احساسی بوجود بیاورید. زیرا اگر به شما اعتماد کنند دیگر بقیه کار سهل و ساده است.

با توجه به موقعیت ایجاد یک فضای احساسی و مطمئن کمی سخت است و ممکن است تغییر کند.

ولی به هر حال گفتن و یا دعوت کردن به یک کافی شاپ می تواند یکی از راه ها باشد.

هم زمان با اینکه دارید قهوه ی خود را میل می کنید در مورد مسائل زندگی خود، از چالش ها و اتقاقات آن صحبت کنید.

 

۹. ذی نفعان اصلی را پیدا کنید

بعضی اوقات حرف ما به کرسی نمی نشیند زیرا نمی دانیم چه افرادی به صورت مستقیم و غیر مستقیم با این مسئله درگیر هستند.

شناسایی افرادی که در ماجرا حضور دارند چه به عنوان افرادی که نفع می برند و چه افرادی که ضرر می کنند از مهمترین قسمت هایی است که می تواند بر به کرسی نشستن حرف ما تاثیر گذار باشد.

با شناسایی این افراد و برنامه ریزی برای آنها می توانید متقاعد کننده تر جلوه کنیم و جلوی افرادی که ممکن است مانع حرف ما شوند را بگیریم.

 

درباره نویسنده

نویسنده کتاب رگ خواب در مذاکرات٬ مدرس اصول و فنون مذاکره به زبان فارسی و انگلیسی٬ نماینده کالج تربیت مدرس لندن

مطالب مرتبط

1 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − 1 =