چگونه کارمندان را مدیریت کنیم؟ قسمت اول

مدیریت کارمندان
ابزار، نکات، راز و رمزها و فرایندی که برای ساخت یک تیم قوی و مدیریت کارمندان در سال ۹۷ نیاز داریم

 

مدیریت کارمندان : مثل آب خوردنه، درسته؟

مسلما نه – قطعا یکی از پر چالش ترین جنبه ی کار شماست.

کارمندان شما مهمترین و باارزش ترین دارایی های شما هستند و شما باید به شکل خیلی صحیحی آن ها را مدیریت کنید.

 

برای مدیریت کارمندان چه اصولی باید رعایت شوند؟

 

۱. گزینش.
بهترین گزینه را در حین مصاحبه ی استخدامی بکار بگیرید

۲. اندازه گیری.
به این منظور که بتوانیم مشخص کنیم یک کارمند چقدر دارد خوب کار می کند و چقدر دارد به اهداف سازمان نزدیک می شود

۳. نظارت.
یعنی شما چطور اندازه گیری را در مورد کار کارمندان انجام می دهید

۴. تعامل.
یعنی اینکه شما و تیم شما در روز با هم ارتباط برقرار می کنید

۵. جایزه.
یعنی نتیجه عملکرد خوب کارمند چه می شود

۶. نظم.
یعنی اینکه نتیجه یک کار ضعیف و بی نظم چه می شود.

این لیست ساده ولی کاربردی در مورد تعامل با کارمندان می باشد. هر نوع مدیریت کارمندان از این لیست سر در می آورد

 

چند نکته برای مدیریت کارمندان

شاید لیست بالا یکم بی روح بنظر بیاد.

اصلا نگران نباشید، مدیریت کارمندان فقط در صورتی امکان پذیر است که شما چقدر بتوانید خوب با افراد ارتباط بگیرید و با آنها خوب باشید بعد می توانید به این موضوع مدیریت فکر کنید.

چگونه افراد خوب را استخدام کنیم؟

استخدام کردن یک کار پرچالش و مرموز گونه است.

شما باید از قانون سردر بیاورید و بدون هیچ پیش قضاوتی و ورود به حریم شخصی افراد این کار را انجام دهید.

بعضی وقت ها توضیح درستی از کار وجود ندارد. بعضی وقت ها شما نامید شده اید و می خواهید که سریع جای خالی را پر کنید.

بعضی وقت ها شخص برای کار مناسب است ولی شما به هر دلیلی با او راحت نیستید.

 

برای همین شما نیاز دارید که بتوانید خصوصیات افراد را زود متوجه شوید.

باید بدانید که افراد چه تیپ شخصیتی دارند که اصلا در رزومه ی آنها اثری از آن را نمی توانید پیدا کنید.

 

آقای مایکل هیات یک لیست خوبی از خصوصیات افراد را انتخاب کرده که بد نیست به آن یک نگاهی انداخته شود.

  • فروتن:
    نقاط قوت و ضعف را می شناسد، و در مورد خودش خیلی دست بالا یا دست کم نمی گیرد.
  • درستکار:
    حقایق را به شما می گویند چه خوب و چه بد و حرف خودش را عوض نمی کند. هیچ گونه خطایی در او نمی بینید.
  • گرسنه:
    عشق به یادگیری دارد و در حال پیشرفت است. کسی که سخت کار می کند.
  • باهوش:
    نه فقط آی کیو بلکه می تواند خوب مطالعه کند و با تمرکز بالا

 

آیا این افراد کسانی هستند که بتوان مدیریتشان کرد؟

آیا به حرف شما گوش خواهند داد؟

استخدام کننده ها بیشتر بر مهارت آنها تمرکز دارند و دلیلش هم این است که کارمندان بتوانند کاری که از او می خواهند را به درستی انجام دهند ولی به این معنا نیست که ما شخص درستی را استخدام کرده ایم.

 

اندازه گیری و نظارت بر عملکرد برای مدیریت کارمندان.

این بخش پر رمز و راز ترین قسمت مدیریت کارمندان است.

زیرا این افراد به هیچ وجه دوست ندارند که حس کنند یکسره زیر ذره بین هستند تا اینکه مدیر تشخیص بدهد که خوب کار می کنند یا خیر!

 

تو نمی توانی آدم خوبی باشی اگه مردم حس کنند که یکسره در حال جاسوسی کردن از آنها به هر طریق ممکن هستی

 

چه چیزهایی باعث می شود که آنها فکر کنند شما در حال جاسوسی هستید؟

 

 

خیلی بخاطر جزییات به کارمنداها گیر ندهید

گفتن همیشگی اینکه کارهای کوچک را چطوری انجام دهند هم باعث بوجود آمدن استرس در زندگی شما و هم باعث بوجود آمدن استرس در زندگی آنها می شود.

شما مدیر هستند و آنها کارمندان شما که کار را باید انجام دهند. اجازه دهید که کارشان را انجام دهند

 

بازخورد گرفتن همیشگی:

بازخورد گرفتن خوب است ولی اگه واسه هر چیز و ناچیز بازخورد بگیریم که عذاب می شود.

آنها نمی توانند اعتماد بنفس داشته بالا باشند تا اینکه کار را خودشان به درستی انجام دهند.

 

آیا کارمندان شما فضای و حریم شخصی دارند؟

امیدوارم که شما از آن دسته مدیران نباشید یا نخواهید باشید که کارمندان شما باید کامپیوتر را جوری روی میز قرار دهند که شما به آن احاطه کامل داشته باشید.

 

 آیا به به نظر شما می توانند با این استرس کار کنند؟

 

 

چقدر در نرم افزارهای ارتباط جمعی حضور دارید؟

بسیاری از صاحبان کار کارمندان خود را در شبکه های اجتماعی دنبال می کنند تا در چک کنند که آیا در زمان کار هم شخص از این نرم افزارها استفاده میکند یا خیر.

هیچ موقع این کار پسندیده نیست مگر اینکه کارمندان شما واقعا مشکلی نداشته باشد

 

برای مدیریت بهتر کارمندان آنها را با خروجی که دارند یا اهدافی که محقق می کنند بسنجید و اندازه بگیرید نه با جاسوسی روزانه

 

تعامل با کارمندان

ما همه با مدیران بی خود سروکار داشته ایم، از اون مدیرانی که هر کارمندی او را ببیند در می رود.

او  در مواجهه با افراد و خصوصا آنهایی که در سطوح پایین تری از کار قرار دارند خیره سر است.

 

مثل اون آقا نباشید

 

درستکار باشید: چطور رفتار خواهید کرد وقتی که دور و بر کارمندان خودتان هستید؟

مثل یک پادشاه یا یک دیکتاتور کوچک یا یک خودشیفته ی از همه چی بیخبر؟

خوشبختانه شما هیچ کدام از اینها نیستید و بجای آن در موارد پایین استاد اید.

 

  • رفع تعارض.
    تعارض را از بین ببرید و به آنها دامن نزنید. مشکل را حل کنید نه علائم آن را. به حریم خصوصی کارمندان خود احترام بگذارید و از خجالت زده کردن آنها در جمع پرهیز کنید
  • همدلی می کنید.
    همدلی یعنی راه رفتن در مسیر و با کفش هایی که کارمند شما، همسر و یا دوست شما رفته است. دیدن دنیا از دریچه ی ذهن آنها
  • ارتباطات.
    در مورد آنچه می خواهید واضح شفاف سخن بگویید. به شکل های مختلف آن را بیان کنید ( برای مثال از طریق نوشتاری، گفتاری، پوستر و
    )
    قوانین و مقرراتی که دوست دارید اجرایی گردند را مکتوب کنید
  • اعتماد.
    آیا مدیریت چیزهای جزیی را یادتان هست؟ این زمانی اتفاق می افتد که شما اعتماد نداشته باشید.
    اگر نمی توانید به کارمند خود اعتماد کنید چرا او را استخدام کردید؟

 

شما از چه ابزار و فرایندی برای مدیریت کارمندان خود استفاده می کنید؟

 

 

هدف شفاف داشته باشید

اول باید بدانید که چی می خواهید

 

روی برگه بنویسید. حساب و کتاب کنید. اعداد را بشمارید، فروش را، خروجی و ورودی ها را، کیفیت کار و فرهنگ کاری را  و دفتر را، و بدانید که واقعا چه می خواهید.

 

بعد از اینکه حساب و کتاب خودتون را مشخص کردید و دونستید که واقعا چه می خواهید نوبت این است که بروید سراغ کارمندان خودتان.

به آنها بگویید که چه می خواهید، کی می خواهید انجام بگیرد و چطور می خواهید که انجام بگیرد.

 

کارمندان شما باید مطلع باشند.

آنها می خواهند که با آنها در ارتباط باشید. واقعا باید به کارمندانتان به شکل واضح بگویید.

مثلا بگویید که رفتاری جز فرهنگ سازمانی شما هست چه رفتاری نیست، دوست دارید که رفتارشان، کارشان، و به چه شکل انجام بگیرد.

 

با وجود اینکه در خیلی از فرهنگ های کاری از دستور و دستور العمل دادن زیادی اجتناب می کنند، بعضی وقت ها نیاز است که به کارمندانتان بگویید که چگونه کارها را جلو ببرند. 

نیاز دارید قوانینی را وضع کنید که البته نباید دست و پا گیر باشند و به صورت واضح لیست شده باشند.

 

اهداف و حد و مرز خود و سازمانتان را مشخص کنید. بدون این کار کارمندان شما به شرایط زیر دچار خواهند شد.

 

  • گیج خواهند شد
    نمی توان از همه ی افراد انتظار داشت که کارها را خودشان شروع کنند. بعضی از آنها به راهنمایی نیاز دارند تا بتوانند در محیط امن خود خلاق باشند. که به خودی خود چیز بدی نیست.
  • رقابت جو خواهند شد.
    رقابت عالی است ولی می تواند بد هم باشد.
    حد و مرزهای بسیار کم هم باعث می شود که رقابت های ناسالم در بین همکاران بوجود بیاید.
  • ترس
    برای کمال گرایان خصوصا زمانی که نمی دانند چه حد و حدودی وجود دارد ترس وجودشان را می گیرد.
  • آنها می خواهند که کارها را به صورت عالی انجام دهند. ولی اگر ندانند که مرزش چیست آنها خیلی جرات ریسک نخواهند داشت. زیرا می ترسند که نکند پایشان را از گلیمشان درازتر کنند.
  • مولد نخواهند بود.
    ایده ی شما در مورد یک خروجی عالی لزوما نظر افراد دیگر نیست.
    نمی توانید انتظار داشته باشید که در سطح شما عمل کنند اگر به آنها نگویید که آن سطح چیست.

به کارمندان خود بسیار شفاف بگویید که واقعا چه می خواهید. آنها را راهنمایی کنید.

به این شکل آنها می توانند رشد و پیشرفت خودشان را پیگیری کنند و با بازنگری بر کاری که انجام داده اند شکه نخواهند شد.

از یاد نبرید که تا زمانی که به کارمندان خود نگفته اید که چه انتظاراتی دارید مسلما به انتظارات شما پاسخ نخواهند داد.

 

مقاله ی قبلی مدیریت کارمندان را نیز بخوانید

درباره نویسنده

نویسنده کتاب رگ خواب در مذاکرات٬ مدرس اصول و فنون مذاکره به زبان فارسی و انگلیسی٬ نماینده کالج تربیت مدرس لندن

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 13 =